لوگزامبورگ دارای بیشترین حقوق و مزایای پرداختی به معلمان

حقوق معلمان یک مساله مهم در جامعه ایرانی است. دلیل این مساله گستردگی جامعه فرهنگیان (حدود یک میلیون نفر) و جامعه مرتبط با فرهنگیان (بیش از 12 میلیون دانش‌آموز) است. این گستردگی در مواقعی باعث شده که چنین موضوع اجتماعی به یک موضوع سیاسی و حتی امنیتی هم تبدیل شود. از این رو موضوع حقوق معلمان، نه فقط برای آن‌ها و دانش‌آموزانشان، بلکه برای حاکمیت هم موضوعی مهم است. لذا در این پست به مقایسه میزان حقوق و دستمزد معمان مدارس با سابقه 10 سال در کشورهای با بیشترین میزان پرداخت به ایشان، با میزان حقوق و مزایای پرداختی در کشور پرداخته شده است. لازم به ذکر است که متوسط پرداختی سالانه به معلمان در سال 2013 (1392) برابر 20 میلیون تومان و قیمت دلار معادل 3183 تومان لحاظ گردیده است.

 

 

[نمودار شماره :1]

خبرگزاری فارس
دیدگاه ها

تقوی

واقعا معلمهای کشور ما درآمدشون بسیار پایینه. توی شهرهای بزرگ اغلبشون زیر خط فقر هستند

+8-2

کویر

با این حقوقی که به معلمها میدن انتظار دارید وضعیت آموزش و پرورش چطور باشه. همین میشه دیگه معلم فکر همه جا هست به غیر از درس و دانش آموز. هزارتا بدبختی و گرفتاری و مشکل داره دیگه کی میتونه درس بده

+4-3

یاسر

در اینکه حقوقی که معلمها در ایران میگیرند بسیار پایینه شکی نیست و در فشار اقتصادی که به اغلب معلمها هم میاد همینطور. اما در این خبر باید به دو نکته توجه کرد. یکی نسبت حقوق معلمها به سایر مشاغل در کشورهای مختلف هم باید مقایسه بشه. به نظرم در ایران همه مشاغل به نسبت از سایر کشورها خصوصا کشورهایی که در این خبر آمده حقوق کمتری میگیرند. دوم هم اینکه متوسطی که برای ایران گفته شده به نظر فقط برای معلمهای مدارس دولتی است و معلمهای مدارس غیر انتفاعی بیشتر از این دریافت دارند.

+9-2

مهدی

اولا متاسفم از اینکه تا هر بحثی پیش میاد در مورد معلم ها سریع بحث حقوق رو میکشید وسط. ثانیا الان توی شهرستانها معلمها با توجه به ساعتی که وقت میذارن حقوق بدی هم نمیگیرن و میشه گفت جزو حقوقهای متوسط یا متوسط رو به بالا در شهرستانها محسوب میشود. لذا نباید با تهران مقایسه کرد یا با مشاغلی مثل فوتبالیستها و امثالهم. ثالثا مشکل نظام آموزشی بیشتر سیستم غلطشه و لذا نمیشه مشکلات رو به حقوق معلمها ربط داد. رابعا دکتر احمدی نژاد هم نسبتا افزایش خوبی تو حقوق معلمها داد ...

+3-7

علیرضا

فکر می‌کنم مبنای مقایسه باید چیزی مبتنی بر مخارج زندگی باشه. اگر اینطوری بخواید مقایسه کنید، مدیرهای کشور ما به اندازه یک کارگر خارجی هم حقوق نمی‌گیرن.

+0-0

محمد مهدی

اگر تو یکسری کشورها دستمزد بالاست هم هزینه های زندگی بالاست و هم مالیاتی که میگیرند و امثال اونم بالاست. لذا مقایسه همینجوری خیلی بهش ایراد وارده. ولی مثلا اگر حقوق معلمها نسبت به دیگر مشاغل اون کشورها رو با وضعیت ایران مقایسه کنیم شاید یه چیزایی بشه ازش فهمید. مثلا توی فرانسه فوتبالیستها 1000 برابر معلمها حقوق میگیرن ولی توی ایران 10000 برابر!!

+1-0

فاطمه

یکسری از دوستان کاملا معلومه که یا خودشون معلمن یا والدینشون!!! چون تو کشور اگر حدود یک میلیون فرهنگی داریم که خیلی هم تحصیلات خاصی ندارن و حتی خیلیهاشون با دیپلم و فوق دیپلم جذب آموزش و پرورش شدن و از یک طرف بدلیل تقدس بخشیدن به مقام معلم شاید انتظاراتشون رو الکی بردیم بالا. شما همین الان برو ببین چقدر جوان لیسانسه بیکار داریم یا چقدر کارگر داریم که حداکثر دستمزدشون همون حداقل دستمزدیه که وزارت کار تعیین میکنه و ...؛ لذا معلمها به نظر من وضع بدی هم ندارن.

+1-2

امید

دوست دارم همین مقایسه رو درباره مهندس‌های کامپیوتر و برنامه‌نویس‌ها هم ببینم. یعنی می‌خوام بدونم که یه مهندس کامپیوتر(حالا نه لزوما مهندسی) حقوقی که می‌گیره نسبت به کشورهای دیگه جهان در چه وضعیه. فکر نمی‌کنم خیلی با معلم‌ها فرق بکنه

+2-0

سعید

حتما مستحضرید که با آزادسازی قیمتهای حاملهای انرژی و به تبعیت از آن آزادسازی برخی از کالاها و مواد اولیۀ دیگر (مثل مواد اولیه صنایع پتروشیمی) اصلی ترین توجیه این است که «باید به سمت قیمتهای واقعی» حرکت کنیم؛ و فی نفسه این نکته، حرف درستی است؛ اما نه در این شرایط.
نمیشود به مردم، شرایط زندگی و هزینه در بازار آزاد و قیمتهای جهانی را تحمیل کرد اما از نظر درآمدی ایشان را در وضعی به مراتب بدتر از قبل قرار داد؛
نمیشود به مردم گفت متناسب با فوب خلیج فارس هزینه کنید؛ اما با دستمزدها و تورم بورکینافاسو زندگی کنید.
این دیدگاه در نهایت در ده سال گذشته، منجر به پدیده ای شده که برخی از کارشناسان (البته با قدری اغراق) از آن به عنوان «فروپاشی طبقۀ متوسط درآمدی جامعه» خبر میدهند.
طبقه ای که اصلی ترین مصرف کنندۀ اقتصاد کلان ایران است و مهمترین بخش مالیاتی را میپردازد، عمدتاً مشاغل خرد جامعه در اختیار ایشان است و یا کارمند دولت و حاکمیت هستند.
این موضوع وقتی حساس تر میشود که بخشی از انگیزه بخشی و ضدّ انگیزش موتور آموزشی جامعه با معضلات اقتصادی و خطّ فقر روبرو میشود.
به نظر من از این زاویه، میشود تحلیل بهتری نسبت به ارجاع بخشی از نظام آموزشی کشور ارائه کرد.

+1-0